تاریخ : شنبه, ۵ مهر , ۱۳۹۹ 9 صفر 1442 Saturday, 26 September , 2020
4

به مناسبت هشتاد و هفتمین سال روز تولد فرهنگ شریف

  • ۰۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۱۰:۲۷
به مناسبت هشتاد و هفتمین سال روز تولد فرهنگ شریف

دکتر سعید نیاکوثری

دارنده مدال برنز موسیقی ملل


تقدیم‌به قادر پارسایی رهرو وفادار استاد شادروان فرهنگ شریف:

نخست روز فروردین سال ۱۳۱۰ برای خانواده شریف فرهنگ شریف،تنها آغاز یک سال جدید نبود.دایه طبیعت همراه با شکوفه هایی که بر شاخه ها می نشاند، تاج مرصعی نیز بر سریر هنر ایران نهاد تا زیر سایه پدری صاحب فضل و البته هنرمند،حریر احساس کودکانه او در گلستان موسیقی پرورش یابد و دستهای کوچکش،از چهار سالگی با زخمه های دستان ساز الفت گیرد.موانست پدر با بزرگان خوشنام و هنرمندان شایسته مرام که از چهره های فاخر موسیقی بودند،روزهای کودکی او را بسیار متفاوت تر از همسالانش می نمود، خصوص آنکه هم قریحه هنری از پدر به میراث داشت و هم استعدادی عظیم و بیش از آن، جوهر وجودش به اطیاب طیب معرفت زیبنده بود و سیمای شخصیت به ادب و متانت آراسته…

آمد و شد بزرگان موسیقی به وی‍ژه معاشرت پدر با نام آوران موسیقی از جمله عبدالحسین شهنازی،فرصتی فراهم ساخت تا کودک تار نواز ، موسیقی را که نزد پدر آغاز کرده بود،با بهره گیری از محضر اساتید ممتازی همچون مرتضی نی داوود که از تار نوازان شهیر و به نام آن روزگار بود ،نگار آفرینی ها را به فراست بیاموزد و با الهام از خلاقیتهای بدیع خویش، طرحی نو در اندازد و به کمال رساند، آنگونه که ساحره مضرابهایش نخست بار ؛ و در حالیکه بیش از ۱۲ سال از بهار زندگانی اش نمیگذشت؛ وقتی از رادیو پخش گردید،تحسین همگان را برانگیخت و چشم های امید را به آینده “فرهنگ” معطوف نمود.تحولات اجتماعی –سیاسی به موازات آنکه جامعه را دستخوش تغییراتی می کرد،موسیقی ملی را نیز متاثر از جریانات خویش می نمود و به تبع آن موسیقیدانها را …موسیقی ملی که با ورود شیوه های آموزش کلاسیک و سازهای اروپایی،به حاشیه کشیده شده بود با برافروخته شدن آتش جنگ جهانی دوم و شعله افروزی های نائره هرج و مرج های اجتماعی ،توانست در میان دود و آتش ،راهی برای تولد دوباره خویش بگشاید.اگرچه با خاموشی چراغ عمر میرزا حسینقلی خان و درویش میرزا،شاگردان ایشان نیز از صحنه موسیقی کنار رفتند، اما فرهنگ را شوقی بیکران به تار نوازی بود و عشقی وافر به زخمه زدن بر رگهای تار که در آن سالها رونق و محبوبیتی نداشت،اما همچنان کرشمه دستانش در دستان هنرمند نوجوان، محیلانه او را به سوی رازهای مه آلود خویش می کشاند تا در دهه ای که چرخ مراد ،در موافقت ویولون بود و پیانو را بر سر می نهاند و روزگار تار را ناخوش و تیره و تار می نمود،از سر پنجه های مقتدر او ،جوهری پدید آرد که در کنار بزرگانی چون یاحقی ها ،جهانگیر ملک ها ،همایون خرم ها ؛ به عنوان نادر نوازنده تار؛ یک تنه و تنها بایستد و شنوندگان را مسحور سِحر انگشتان خویش و پنجه های هنرمندانه اش نماید.

سبک تار نوازی او با همه آنکه ریشه در کهنای تار نوازی اساتید گذشته داشت اما در نوع خویش بی نظیر و بدیع بود که با صلابت از سیطره ساز بر می جست و روح لطیف شنونده را تا بیکران عالم پندار می ربود…برگ حیات عبدالحسین شهنازی سال ۱۳۲۷ زود هنگام از شاخه عمر جدا شد و در باغ احساس هنرمند نوجوان، یادگارهایی از آن سهی سرو بر جای ماند و گاه به گاه چون نسیم در لابه لای شاخ و برگ سبز درختان بوستان خاطرات او می چمید و بر لطافت زخمه های سازش می افزود و شاید شوق شنیدار همان ضرب آهنگهای تار استاد بود که او را به شاگردی استاد علی اکبر خان شهنازی و استاد مرتضی نی داوود ترغیب نمود، هر چند نواخته های او بیشتر نشان از رویش جوانه های نوآفرینی بر شاخسار پنجه های زرکش او داشت. دهه ۱۳۳۰ موسیقی ملی به مدد برنامه گلها که از رادیو پخش می شد،جان تازه ای یافت و فرصتی بس ارزشمند برای فرهنگ تا بی تکلف،همای احساس خویش را از کمند دستان برهاند و بی آنکه در حصار ترانه سرایان و سلیقه ی آهنگسازان گرفتار آید،تکنوازی هایش را به داوری مردم سپارد و بداهه نوازی هایش را رندانه به مینای مستان طرب…

دکتر سعید نیاکوثری

گل افشانی او در بوستان هنر و درخششهای هنری اش در طی سالهای ۳۱ تا ۵۶ او را محبوبیتی خاص می بخشید به ویژه آنکه فرهنگ طبعی منیع داشت و مَنِشی کریم و اصالتاً محجوب و متین بود.پس از پیروزی انقلاب ،خسته از تنگناهایی که برای موسیقی ایجاد و عرصه را برای موسیقیدانها تنگ تر می نمود، جلای وطن نمود و با ملاطفت دوستداران هنر که او را بسیار گرامی میداشتند موفق گردید آثار بسیاری را در خارج از کشور تولید و ضبط نماید اما او را تاب دوری از وطن و طاقت زیستن مرزها آنسوتر از سرزمین مادری نبود ،از اینرو روی به وطن نهاد تا بازمانده روزهای عمرش در خاک وطن به سرآید.شهریور ماه سال ۹۵ ، که پیچ و تاب باد سرد پاییزی ،زلف سبز تاکها را زرد میکرد و خون رز در جام یاقوتها میریخت ، آخرین برگهای دفتر عمر فرهنگ را شتابان ورق زد.هنوز خزان بر تقویمها ننشسته بود که ،چراغ زندگی هنرمند بزرگ تار نواز خاموش و ترآهنگهای او در دستان نسیم به خاطرات سپرده شد… پرده شور آخرین گوشه را در مثنوی پرواز نواخت.

نگاشته فوق را تقدیم به قادر پارسایی رهرو وفادار استاد شریف مینمایم که تا آخرین لحظات حیات بر سر بالین استاد نرفت، نیاسود.

 

برچسب ها

دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه‌های ارسال شده توسط شما، پس از تایید منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام‌هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.